نگاه مخصوص سایتهای اینترنتی به فیلم Justice League – لیگ عدالت

نوشته پایین جریان فیلم لیگ عدالت را لو نمی‌دهد

مقالات مرتبط

  • نقد فیلم Spider-Man: Homecoming – مرد عنکبوتی: بازگشت به خانه
  • نقد فیلم Guardians of the Galaxy Vol. 2 – نگهبانان کهکشان: قسمت دوم
  • نقد فیلم Surprise Girl – واندر وومن
  • نگاه مخصوص سایتهای اینترنتی به فیلم Thor: Ragnarok – ثور: رگنوراک

از یک جهان سینمایی آشفته بدون آتی‌ی واضح و کارگردان بدنام و مجددا گرفتن بسیاری از سکانس‌ها با کارگردانی دیگر و حذف دیجیتالی سبیل سوپرمن انتظار فراوانی نمی‌رود. فیلم لیگ عدالت قرار نبود جهان بهم ریخته‌ی دی‌سی را نجات دهد و مطمئنا هم این کار را نکرده است. چند ابرقهرمان که از قضا اساسی ترین گروه قهرمانی جهان کامیک‌های دی سی (و حتی کل جهان کامیک‌ها) را ایجاد کرده‌اند در فیلمی جمع شده‌اند، جوک می‌گویند و دنیا را نجات می‌دهند. جاستیس لیگ در همین حد است؛ مبارزه‌ی بتمن، سوپرمن، واندروومن، آکوامن سایبورگ و فلش کنار یکدیگر، بامزه‌بازی‌های بری الن و تیکه‌های آرتور کری و تلاش استپن‌ولف برای نابود کردن تمام دنیاها. روی کاغذ خیلی مهیج کننده به ذهن خطور میکند، درست مانند تریلرهای «جوخه‌ی انتحار». سخت است بتوان چنین دارایی‌ای در دست داشت و درست از آن استفاده نکرد. در سالهای گذشته بود که که جهان کمیک‌های دی‌سی ریبوت شد و مجموعه New 52 شروع به کار کرد، زمان خواندن کامیک Justice League فکر می‌کردم فیلمی که از روی این مجموعه تولید شود فوق‌العاده خواهد بود. با اینکه گرین لنترن، کاراکتر مورد توجه‌ی من از لیگ عدالت در این فیلم نیست و با برنامه‌ریزی بی‌مانند برادران وارنر معلوم نیست اصلا فیلمی از ایشان را ببینیم یا نه (بله، فیلم گرین لنترن برای جولای ۲۰۲۰ «برنامه‌ریزی» شده با اینحال سرنوشت بازیگر بتمن هم هنوز واضح نیست، چه برسد به فیلمی که سه سال دیگر اکران می‌شود)؛ فیلم لیگ عدالت نتوانست پایین‌ترین انتظارات من از اقتباس سینمایی چنین کامیک بوک خوبی را ارضا کند.

جاستیس لیگ در اوضاع بدی قرار دارد. نه افتضاح است نه فک‌برانداز. نه از آن متنفر می‌شوید نه عاشقش. از برخی سکانس‌ها خجالت می‌کشید و می‌خواهید سالن را ترک کنید با اینحال به سکانس دیگری چشم دوخته‌اید. سری‌ی خوبی‌ها و بدی‌های یک فیلم ابرقهرمانی در لیگ عدالت می باشد. آنتاگونیستی که می‌آید و می‌رود (کی برنامه ریزی شده است فیلمی از این دو جهان سینمایی ببینیم که به آنتاگونیستش ارزش بدهیم؟) و شوخی‌های بامزه‌ای که وقتی کار می‌کنند، همه‌ی سالن را می‌خندانند. همین دلیل می‌شود که فیلم را دوست نداشتم باشم، چرا که نمی‌توانم مهر تایید یا عدم تایید روی آن بزنم و یک جاهایی آن وسط گیر کرده‌ام. متوسط بدتر از بد است. زک اسنایدر می‌خواسته همان‌کاری را که درش می‌درخشد انجام دهد (حرف قلمبه سلمبه زدن، جدی و تاریک کردن جو فیلم و جلوه‌های ویژه‌ی بسیار) و از طرف دیگر ودون دز شوخی فیلم را بعضا تا حد مضحک بودن بالا برده و همه‌چیز را برای ساختن یک شوخی فدا می‌کند. منِ تماشاگر‌ی طرفدار دی‌سی برایم مهم نیست این مشکلات فیلم تقصیر اسنایدر است یا وارنر، من می‌خواهم اساسی ترین جهان حال حاضر دی‌سی بهترینش باشد، فیلمی که حداقل آن‌قدر چفت و بست داشته باشد تا بتواند سنگینی اسم همه‌ی این ابرقهرمان‌ها را به دوش بکشد.

فیلم justice league

«لیگ عدالت» آن فیلمی نیست که بزرگ‌ترین ابرقهرمان‌های دی‌سی لیاقتش را دارند

فیلم Justice League نه فقط قوی نیست حتی سوپرهیروها را هم تا سطح خودش پایین می‌کشد. بتمن تحت نام پایه‌گذار این گروه هیچ ارزش ویژه ای در فیلم ندارد و سایبورگ هم که اصلا تحت نام یک شخصیت فیلم جایگاهی ندارد. از طرف دیگر با اینحال اگر بن افلک انتخاب خوبی برای بتمن نبود، ازرا میلر مطمئنا یکی از بهترین فلش‌هاست. ایشان همان‌طور که ازش گمانه زنی می شود خودش را جدی نمی‌گیرد و قرار نیست وسط مبارزه فلسفه ببافد. واندروومن همان ابرقهرمان انسان‌دوست و مهربانی است که دوبار قبل از این دیده‌ایم و تنها خودش را تکرار می‌کند (که با این وجود هیچوقت شنیدن موسیقی متن ویژه ایشان خسته‌کننده نمی‌شود.) جیسون موموآ به بهترین شکل ممکن یکی از شخصیت‌های دی‌سی را که در حق ایشان کم‌لطفی زیاده شده مجددا دوست‌داشتنی می‌کند. در باب سوپرمن هم صحبتی نمی‌کنم، تنها زمان تماشای فیلم سعی کنید خیلی به لب بالایی ایشان دقت نکنید. لیگ عدالت مانند دیگر فیلم‌های ابرقهرمانی به سندروم شخصیت منفی ضعیف مبتلا است و با اینکه عرضه استپن‌ولف و لحظات ابتدایی‌ی حضور ایشان در فیلم تمامی هیجان و سرگرمی است، با اینحال به مرور زمان اهمیتش را از دست می‌دهد و نامش به طومار بلندبالای آنتاگونیست‌های به‌دردنخور فیلم‌های ابرقهرمانی اضافه می‌شود. با این وجود حداقل مانند «بتمن دربرابر سوپرمن»، شخصیت منفی مکررا تغییر نمی‌کند و در نیم ساعت پایانی فیلم ایجاد و نابود نمی‌شود. بقیه‌ی کاراکترهای فیلم صرفا می‌آیند و می‌روند و بسیار عالی، در دو ساعت وقت رسیدن به این همه کاراکتر که هرکدامشان قادر اند جریان بزرگی پشتشان داشته باشند نیست. اگر به ورژن‌ی «اسنایدر» و سه‌ساعته‌ی فیلم امید بسته‌اید، یک باز هم مجموعه به ورژن‌ی سه‌ساعته‌ی «طلوع عدالت» بزنید. یک ساعت بیشتر معجزه نمی‌کند. مشکلات بنیادی‌تر از این‌ها هستند، مشکلاتی که فراتر از یک فیلم رفته‌اند و گریبان تمام جهان سینمایی دی‌سی را دریافت کردند.

سرگرمی در لیگ عدالت عنصر کمیابی است. فیلم خیلی تلاش می‌کند تکه‌های بامزه‌ای را کنار هم بیاورد تا خنده‌ای از مخاطب بگیرد و با اکشن‌هایش هیجان را به ایشان تزریق کند، با اینحال خیلی وقت‌ها موفق نمی‌شود. دم و ابزار فیلم با یکدیگر جور درنمی‌آیند و مچ نمی‌شوند. ارزش فراوانی ندارد که انگشت اتهام را به سوی چه کسی می‌گیریم: اسنایدر با جهان‌بینی ویژه به خودش، ودون با شوخی‌های زورکی‌اش یا وارنر با دستورات کم‌خردانه‌اش؛ نتیجه چیزی نیست که به آن یک فیلم سرگرم‌کننده بگوییم. بله، «ثور: رگنوراک» فیلم سبکی است و به سادگی فراموش‌شونده، با اینحال دیدنش به سادگی «حال» می‌دهد. لیگ عدالت جاده‌ی پر پیچ و خمی است که چاله‌ها و دست‌اندازهای فراوانش به سختی اجازه می‌دهند از مناظر زیبای آن لذت ببریم. ناسلامتی داریم در باب اقتباس سینمایی از لیگ عدالت صحبت می‌کنیم، اتفاقی که آرزوی هر طرفدار کمیکی است. این علاقه مندان با اینحال ممکن است هیچوقت چنین موضوعی را تصور نمی‌کردند: فیلمی که نمی‌داند چه هست و چه نیست. فیلمی که سه تا از اساسی ترین شخصیت‌هایش با کلیپ‌های ۱۰-۱۵ ثانیه‌ای در «بتمن علیه سوپرمن» عرضه شدند و بتمن، پرطرفدار‌ترین ابرقهرمان تمام دوران به قدری راحت کتک می‌خورد و به قدری بی‌فایده است که ای کاش هیچوقت بتمن نمی‌شد.

Justice League

Justice League تلاش مذبوحانه‌ای برای جمع کردن چند ابرقهرمان کنار هم بدون هیچ پیش‌عرصه‌ای است

بدون توجه به جنبه‌های سینمایی این اثر، لیگ عدالت نکات منفی و مثبت ریز و درشتی دارد. با اینحال وقتی عینک نقادانه‌ی خود را برمی‌داریم و تحت نام یک طرفدار دی‌سی و بالاتر از آن، طرفدار کامیک بوک به فیلم می نگریم، مشکلات دیگری به چشم می‌آید که که بیشتر از اینکه به فیلم ضربه بزند تماشاگر را ناراحت می‌کند. ناراحت از این لحاظ که فیلم جاستیس لیگی که سال‌ها انتظارش را می‌کشیده، کیلومترها با انتظاراتش فاصله دارد. بتمنش بی‌ارائه است و اثری از صمیمت و روابط ویژه کاراکتر‌ها با یکدیگر نیست. وقتی هم که به جهان همسایه می نگریم و می‌بینیم که حتی کاراکتری مانند انت‌من هم فیلم خودش را داشته (و متوسط امتیازاتش هم ۲۰ تا از لیگ عدالت بیشتر است) و سال دیگر با هرچه قهرمان در این ده سال از مارول دیده‌ایم به جنگ بزرگ‌ترین دشمنشان می‌رود، افسردگیمان چندبرابر می‌شود. مهم نیست چه کسی یا چه چیزی را مقصر بدانیم، فیلم‌های دی‌سی کار نمی‌کنند و به نقطه ای رسیده‌اند که اسم ابرقهرمان‌ها و ضدقهرمان‌ها را خدشه‌دار می‌کنند. بسیاری از صحنه‌های جوکر در «جوخه‌ی انتحار» حذف می‌شوند، صدای جرد لتو را در می‌آورند و بن افلک هم هنوز تصمیم نگرفته می‌خواهد مجددا بتمن شود یا نه. فیلم‌های دی‌سی همه‌چیز هستند جز یک جهان سینمایی. همین چند ماه پیش بود که شنیدیم مارتین اسکورسیزی برنامه ریزی شده است یک فیلم جوکر بسازد و حتی خبر تایید نشده شده بود لئوناردو دی‌کاپریو نقش ایشان را بازی می‌کند! از آن طرف مارول با فرمول‌پاسخ‌پس‌داده‌ی همیشگی‌اش می‌تازد و می‌فروشد و کاری کرده که برای تریلر «اونجرز: جنگ بی‌نهایت» بیشتر هیجان‌زده باشیم تا آتی‌ی تمام فیلم‌هایی که برنامه ریزی شده است از شخصیت‌های دی‌سی ساخته شوند. ضرر ممکن فیلم لیگ عدالت ممکن است دلیل شود از بازیگران گرفته تا مدیران رده بالای وارنر تجدیدنظری در برنامه‌هایشان کنند و کمتر روح باب کین و دیگر خالقان چنین کاراکترهای توانمندی را عذاب دهند.

دسته‌بندی‌ها: نقد فیلم سریال

برچسب‌ها: ,,,,

دیدگاه خود را ارسال کنید

آدرس ایمیل شما در هیچ‌جا منتشر نخواهد شد.