نقد فیلم Kids of Males – فرزندان بشر

یکی از اساسی ترین عنصر های تشکیل‌دهنده‌ی فیلم، روایت فراشخصیتی کارگردان از داستانی است که بصورت رسمی، کاراکترها بی‌ارزش‌ترین عضو های آن هستند

دنیایی که در زمان تماشای «فرزندان بشر» با آن روبه‌رو شدم، بیش از آن که در اختیار به زمانی ناشناخته باشد یا نابود شدن ما به کمک تکنولوژی‌های ایجاد‌شده به وسیله خودمان را به تصویر بکشد، به خود خود انسان‌ها مرتبط می‌شد. به آتی‌ای نزدیک که در آن، هیچ چیز ناشناخته‌ای نظم زندگی انسان‌ها را بر هم نمی‌زد و هیچ حمله‌ی فضایی دیوانه‌واری هم از راه نرسیده بود. جایی که تنها یک سخت داشت و آن چیزی نبود جز از دست رفتن یک معجزه. از دست رفتن چیزی آن‌قدر عادی که به اشتراک پیش‌بینی‌های ناسا برای امکان نابود شدن ما به وسیله یک جرم آسمانی و تلاش‌های ما برای درمان کردن سخت‌ترین بیمارها، خیلی‌های‌مان عظمت و حیرت آور بودنش را فراموش می‌کنیم. تولد را می‌گویم. همان چیزی که هر روز تحمل دنیایی مرگ و میر را برای جهانیان ممکن کرده و همان چیزی که به جهان خاکستری ما، با صدای شادی‌های توقف‌ناپذیر چند کودک، رنگ و لعاب بخشیده. بسیار عالی، جهان Kids of Males حدودا از آن‌جایی نشان ما داده می‌شود که هجده سال از تولد تازه ترین نوزاد در آن قبلی. جایی که جهان بدون هیچ دلیل دیگری، مبدل به خراب‌شده‌ی جنگ‌زده‌ای شده که به جای صدای کودکان، تنها می‌توان در آن صدای گلوله را شنید. جایی که به باعث تاریکی مطلق زمین، سایه‌ها به خاطر اختلاف اندک‌شان با سیاهی، تنها کورسوی امید بشریت هستند و همه‌چیز، خبر از فرا رسیدن آخرالزمانی می‌دهد که ناگهانی نیست و مانند یک بیماری، آرام‌آرام زمین و مردمانش را از بین می‌برد.

Children of Men

Batman-V-Superman-Unused-Superman-poster

در جهان فیلم، یکی از اساسی ترین و تاثیرگذارترین عناصری که در تمامی لحظات آن به کمک قصه‌سرایی اثر می‌آیند، روایت فراشخصیتی کارگردان از داستانی است که بصورت رسمی، کاراکترها بی‌ارزش‌ترین عضو های آن هستند. هیچ شخصیتی در فیلم به اندازه‌ای که از کاراکترهای فیلمی معرکه انتظار دارید پرداخت‌شده و عمیق نیست و همه‌چیز به ذات و درون‌مایه‌ی جریان خلاصه می‌شود. با این وجود این به معنی عدم ارزش شخصیت‌ها برای مخاطب و در جستجوی آن ایجاد شدن نقطه‌ی ضعفی جدی برای فیلم هم نیست و تماشاگر به اندازه‌ی کافی، به ماجراها و رخدادهای در باب هر یک از انسان‌های حاضر در اثر توجه می‌کند. ولی باید گفت، کفایت می کند چند دقیقه بگذرد تا بفهمید دلیل نشستن‌تان پای تماشای این اثرِ دارای اختلاف و تلخ، بیشتر به خود موضوع و عمق و معنی لحظات آن مرتبط می‌شود تا کاراکترها. چیزی که مخاطب سینماشناس را به خاطر «۲۰۰۱: یک ادیسه‌ی فضایی» (A Area Odyssey) ساخته‌ی استنلی کوبریک و تمامی فیلم‌هایی می‌اندازد که کاراکترهای آن‌ها بیشتر تحت نام نمادها و نماینده‌هایی از بشریت به تصویر کشیده شده‌اند و اصلی‌ترین دلیل فیلم‌ساز برای ایجاد‌شان، تاکید بر یک معنی بدون توجه به ساختارهای اصولی روایت درام بوده است. از طرف دیگر، فیلم آن‌قدر هنرمندانه و دلنشین هم ایجاد شده که مخاطب عام نیز توانایی تماشا کردن و لذت بردن از تصویرسازی‌های خاصش را داشته باشد. این یعنی آلفونسو کوآرون (Alfonso Cuarón) در ایجاد اثرش به تعادل جذابی مابین آفرینش اثری هنری و در عین حال دلنشین برای غالب مردم دست یافته و برخلاف اکثر فیلم‌هایی که با چنین اهدافی ایجاد می‌شوند، در جذب طیف وسیعی از مخاطبان موفق بوده. این یعنی کارگردان مکزیکی و کاردرست فیلم، در سالهای گذشته بود که ساخته‌ی لایق ستایشی را تقدیم جهان هنر هفتم کرده است. ساخته‌ای که می‌توان لحظه‌هایش را فهمید و تماشایش را به سادگی به هر میزان تمام‌تر، به دیگران پیش نهاد کرد.

فیلم Children of Men

در طول فیلم شما مکررا با راهروها و تونل‌هایی مواجه می‌شوید که به مانند هر راه دراز و باریک دیگری، در انتهای‌شان می‌شود جلوه‌ی بی مانند و مانندی از نور را تماشا کرد

با اینحال یکی از انکارناپذیرترین چیزهایی که به تصویرسازی‌های کوارون کمک کرده‌اند و بار فراوانی از قدرت روایت و اتمسفرسازی فیلم را به دوش می‌کشند، استفاده‌ی کم‌مانند این کارگردان از نحوه‌ای مخصوصا در تصویر برداری است که آن را  سکانس‌پلان می‌نامند. شیوه ویژه ای که مطمئنا خودتان آن را به دفعات و به دفعات در فیلم‌هایی گوناگون دیده‌اید و با این که بهره برداری از آن، در سینما تضمین‌کننده‌ی ایجاد چیزی مخصوصا نیست، اگر به خوبی استفاده شود، نتایجی به خاطر ماندنی را تقدیم‌تان می‌کند که نمی‌توانید فراموش‌شان کنید. نتایجی که هم قادر اند بر پیغام‌های زیرمتنی فیلم‌ساز تاکید کنند و هم بی توجه به ایجاد محیطی شلوغ یا سود‌برداری از تدوینی دیوانه‌وار، توانایی القای احساس تعلیق، ترس و بعضا هیجان در وجود مخاطبان اثر را دارند. بسیار عالی، بگذارید خیال‌تان را راحت کنم که در Kids of Males، شما یکی از بهترین جلوه‌های بهره برداری از این هنر را مشاهده خواهید کرد. چه در لحظه‌هایی که به باعث تلاش شخصیت اصلی جریان برای مخفی شدن از چند سرباز، تولید کننده حس نگرانی را در وجودتان قلقلک می‌دهد و چه در لحظه‌هایی که نگاه مداوم ده‌ها نفر به یک شخص مهم، اصلی‌ترین فلسفه‌ی فیلم را برای‌تان واکاوی می‌کند. لحظه به لحظه، این شما هستید و چیزی که انگار دلش نمی‌خواهد با زدن کات‌های اضافه، روایت قدرتمندش را از دست بدهد. این شما هستید و سکانس‌هایی که ثابت می‌کنند Alejandro González Iñárritu تنها فیلم‌ساز مکزیکی بزرگی نیست که توانایی به تصویر کشیدن سکانس‌پلان‌هایی بی‌نقص را دارد.

Children of Men

فیلم‌ساز بیان می کند شرایطی که هر یک‌مان در آن به سر می‌بریم، در حقیقت جلوه‌ی نورانی و امیدوارکننده‌ای است که تنها با رفتن به درون اندکی تاریکی، می‌توان اهمیتش را درک کرد

نمادپردازی، یکی از اجزای جداناشدنی روایت فیلم است که نیمی از هویت هنری آن را تشکیل می‌دهد. برای نمونه، در طول فیلم شما مکررا با راهروها و تونل‌هایی مواجه می‌شوید که به مانند هر راه دراز و باریک دیگری، در انتهای‌شان می‌شود جلوه‌ی بی مانند و مانندی از نور را تماشا کرد. تونل‌هایی که وقتی بیرون‌شان هستیم، محیط ابری و پر از غبار زمین، برای‌مان معنایی جز تصویر یک تاریکی تمام‌ناشدنی و پست را ندارد با اینحال وقتی به درون‌شان می‌رویم، همان محیط غبارآلود مبدل به اصلی‌ترین دلیل‌مان برای امید به خروج از این سیاهی می‌شود. این یعنی فیلم‌ساز در ثانیه به ثانیه اثر خود بیان می کند ممکن است شرایطی که هر یک‌مان در آن به سر می‌بریم، فرضیه‌آل، معرکه و بی‌نقص نباشد با اینحال بی تردید، در حقیقت جلوه‌ی نورانی و امیدوارکننده‌ای است که تنها با رفتن به درون اندکی تاریکی، می‌شود اهمیتش را درک کرد. در جهان امروز هم ممکن است خیلی از مردم، به اشتراک این همه سخت و درد و غم، تولد یک نوزاد را نه تحت نام معجزه‌ای بی مانند و مانند، حتی در شکل رخدادی طبیعی و غالبا کم‌ارزش که صرفا جذابیت‌هایی ظاهری دارد می‌شناسند. با اینحال Kids of Males شات‌هایش را در تونلی ثبت کرده که تنها امید باقی‌مانده‌ی بشر برای رسیدن به انتهای آن، کورسوی نوری است که به دلیل‌ی انتظارمان برای فرا رسیدن یک معجزه، انتهای آن را روشن می‌کند.

Children of Men

«فرزندان بشر» یکی از آن فیلم‌ها است که رفتارهای ما انسان‌ها در قبال اتفاقاتی هولناک را نیز به خوبی، پایین ذره‌بین می‌برد

«فرزندان بشر» که داستانی شبه آخرالزمانی را در سال ۲۰۲۷ روایت می‌کند، یکی از آن فیلم‌ها است که رفتارهای ما انسان‌ها در قبال اتفاقاتی هولناک را نیز به خوبی، پایین ذره‌بین می‌برد. رفتارهایی که برخی‌هایشان به تشکیل شدن گروه‌های دینی جدیدی منجر می‌شوند که دعا و توبه به درگاه خداوند را تنها راه خلاصی از این موقعیت باورنکردنی می‌دانند و برخی‌هایشان جلوه‌ای جز خشونت و قتل و غارت را تقدیم ساکنان زمین نمی‌کنند. با این اوصاف، همین انسان‌ها که تک به تک‌شان در حال برنامه‌ریزی فعالیت‌هایی مخصوصا، انجام دادن کارهایی باورنکردنی و نابود کردن یکدیگر هستند، در عین تمام اختلاف‌های بنیادین و شخصیت‌پردازی‌های گوناگونی که دارند، در یک چیز اشتراکی مثال‌زدنی را یدک می‌کشند. آن هم چیزی نیست جز این که تمامی آن‌ها حل شدن سخت را می‌خواهند. این که تمامی این سیاهی‌ها هرگونه که هست به انتهای برسد و تمامی مردم این قصه، به انتهای تونل برسند. از طرف دیگر، همه هم می‌دانند که در آن طرف تونل خبری از شادی محض و زیبایی بی‌نهایت نیست و مطمئنا باز هم درد، باز هم مرگ و باز هم بدبختی می باشد. با اینحال ولی باید گفت، از دست رفتن یک معجزه آن‌قدر به روح‌شان ضربه زده که همه‌ی آن بدبختی‌های همیشگی را هم همراه با بازگشت آن معجزه، با آغوش باز می‌پذیرند. پس می‌توان گفت Kids of Males، با بهره برداری از یک جریان، هم به شیرینی بی‌نهایت و ارزش تمام‌ناشدنی معجزه‌ی تولد اشاره کرده و هم در کل، نگاه ما را به داشته‌ها و خوش‌بختی‌هایمان معطوف کرده. چیزی که باعث شد در انتهای فیلم، احساس کنم با فیلمی مواجه شده‌ام که در تغییر دادن شیوه‌ی فکر کردن و نگاه کردنم به دنیا و بهتر کردن آن، موفق بوده. فیلمی که بدین جهت، مطمئنا به دفعات و به دفعات آن را ستایش خواهم کرد.

Kids of Males، یکی از آن فیلم‌ها است که محتوایی خوب بزرگ‌سالان را عرضه کرده و کودکان و نوجوانان، یقینا به خاطر تاریکی بیش از اندازه‌اش، ابدا توانایی تماس برقرار کردن با آن را ندارند. فیلمی که به وسیله کارگردانی سینماشناس ایجاد‌شده و داستانی مهم، موثر و تلخ را روایت می‌کند. داستانی که در پیش‌روی دقایق آن، نور هرگز به گونه ای فراموش‌ناشدنی وارد تصویر نمی‌شود و تنها در حد و اندازه‌ای محیط را روشن کرده که تفاوتش با تاریکی مطلق قابل تشخیص باشد. شخصیت‌ها، بازیگران و مواردی از این دست، در کانون توجه شما قرار ندارند و این دنیا، فرم قصه‌گویی و خود جریان روایت‌شده به وسیله فیلم‌ساز است که نگاه‌تان را جذب اثر می‌کند. فیلمی که در اوج سیاهی و در اوج واقع‌گرایی، در اوج بلندی امیدی قابل باور را فریاد می‌زند.

Children of Men

(از این‌جا به بعد مقاله، بخش‌هایی از جریان فیلم را اسپویل می‌کند)

Batman-V-Superman-Unused-Superman-poster

یکی از بزرگ‌ترین زیبایی‌های فیلم و یکی از آن لحظات عمیق اثر که عیار حقیقی ساخته‌ی بزرگ کوارون را آشکار می‌کند، انتهای‌بندی حساب‌شده و دلنشین آن است. انتهای‌بندی ویژه ای که از لحظه‌ی شروع راه رفتن Theo و Kee به اشتراک سربازان و مردم بی‌خانمان و به تصویر کشیدن نگاه‌های خیره‌شده‌ی آن‌ها به نوزاد جدید به دنیا آمده‌ی دخترک که حکم همان معجزه‌ی مورد انتظار همگان را دارد شروع می‌شود و تا جان دادن تئو و رستگاری ایشان (بخوانید رستگاری تفکر بشریت) روی قایق ادامه می یابد. سکانس‌هایی که با بخشیدن جلوه‌ای مسیح‌گونه به نوزادی که در بغل Kee زار می‌زند و گریه می‌کند، قصه‌ای را می‌گویند که معناگرایی‌شان را نمی‌توان انکار کرد. این‌جا، هر دو نفر ساکتند و انگار همان‌گونه ما از جریان تولد حضرت عیسی شنیده‌ایم، کودک بی توجه به زبان باز کردن مادرش حرف می‌زند و به همین باعث، همگان را در بهت و حیرت فرو می‌برد. انگار دیگر به مانند همان رخداد، الزامی به حرف زدن مادر نیست و این کودک است که پاسخ همگان را می‌دهد. بله، این‌جا نوزاد به دنیا آمده مانند پیامبر خداوند عیسی، توانایی حرف زدن را ندارد با اینحال تشنگی مردمان جهان برای شنیدن صدای گریه کردن کودکی جدید به دنیا آمده، همین صوت ساده‌ی ایشان را برای این مردم شدیدا دلنشین کرده است. با اینحال به مانند چیزی که ما در تمامی جریان‌هایی مهم دینی دنیا شنیده‌ایم، انسان‌ها خیلی سریع، معجزه‌ها را از یاد می‌برند. همان‌گونه که روزگاری مردمی در عین آن که پیش‌تر سخن گفتن نوزادی چند روزه را شنیده بودند، الهی بودن حرف‌های آن در بزرگ‌سالی را پایین پرسش بردند، این‌جا هم چند ثانیه بعد از مات و مبهوت شدن همگان، مجددا انسان‌ها را می‌بینیم که به همان شکل قبلی در حال به قتل رساندن یکدیگر هستند. پس وقتی می‌گویم Kids of Males روایت‌کننده‌ی داستانی ادیسه‌ای و اسطوره‌ای است که فراتر از شخصیت و لحظه می‌رود حرفم را باور کنید. چون این از آن قصه‌ها است که پیغام‌هایش در تمامی طول تاریخ، صدق می‌کنند.

نقطه‌ی انتهایی جریان‌گویی فیلم هم به مانند تمامی آن تونل‌هایی که فیلم‌ساز لابه‌لای ثانیه‌های اثرش جای داده بود، جلوه‌ی اندک با اینحال مهمی از یک امید را به تصویر می‌کشد. راحتی خیال تئو و در جستجوی آن جان دادنش روی یک قایق، فرو رفتن همه‌چیز در مهی دیوانه‌کننده و از راه رسیدن یک کشتی که لزوما مواجهه‌ی آن با Kee و فرزندش قرار نیست ماحصل بی‌نظیری را پدید بیاورد، همه و همه حکم همان نور ضعیف انتهای تونل را دارند. نوری که نمی‌توانیم به خاطرش برطرف شدن تمامی دردها را باور کنیم با اینحال به باعث سیاهی بی‌انتهای اطراف‌مان، حکم زیبایی ماندگاری را می یابد که قابل انکار نیست و به ما دلیلی برای حرکت به سوی انتهای تونل می‌بخشد. تونلی که آن را «دنیا» و حرکتی که آن را «زندگی» خطاب می‌کنم.

برای تماشای آنلاین فیلم Kids of Males به وب‌سایت نماوا مراجعه کنید

دسته‌بندی‌ها: نقد فیلم سریال

برچسب‌ها: ,

دیدگاه خود را ارسال کنید

آدرس ایمیل شما در هیچ‌جا منتشر نخواهد شد.